تبليغاتX
. - نقد ادبی
 

در مجموعه مورد بحث، مولف شاخص‌هایی را از خود به جا گذاشته که با ذکر نمونه‌هایی به بررسی چگونگی آنها می‌پردازم. ‌
استفاده منطقی و زیرکانه از تقابل کلمات: با آب‌های گل‌آلود/ در این حوالی/ از جریان‌های افقی ماهیان عمودی می‌گیرند/... (ص 64)
یک مرد ناتمام / از یک زن نیمه‌گرسنه حریص/... (ص 43)
.../ قرن‌ها به انتظار می‌نشینی و/ بسان مرگی که به انتظار گوری ایستاده است/... (ص 62)
2- نمونه‌ای از طنز که در ملحفه‌های تاریخی پیچیده شده و خنده، گریه و آگاهی یاد شده را به مخاطب، دیکته می‌کند: - مگر نه این قطار پاکستانی است / که وقتی به حاشیه رود سند می‌رسد/ با مسافران تا خورده‌ی افغانی‌اش / روده‌بر می‌شود از خنده‌های تلخ!/... (ص 73)
حالت مسافران تاخورده با روده‌بر شدن قطار، یک حرکت فرمی - فهمی قابل توجه است. ‌ 3- زبان بنی‌مجیدی ویژگی‌هایی دارد: تغییر قابل توجهی در ساختار جملا‌ت، به وجود نمی‌آورد و به طور مداوم از فعل استفاده می‌کند و البته این استفاده، بسته به محل آن می‌تواند در تنظیم سرعت متن موثر باشد. استفاده بنی‌مجیدی از حروف اضافه و عبارات مشابه نیز گاهی بیش از آن چیزی می‌شود که من از متن موردنظر انتظار دارم. ‌
البته نوع نگاه او به جهان پیرامونش توصیفی است که زبان او را تحت تاثیر قرار می‌دهد و عبارات توصیفی را در شعر او به میزان قابل‌توجهی می‌توان یافت. ‌
و اما حرکت‌هایی در حیطه‌زبان، در مجموعه مورد بحث، از بنی‌مجیدی به جا مانده است که تا حد زیادی به کمک انتقال مفاهیم متن می‌آید.
ابرها را، بی‌هوا نباید خورد (ص 83) یافتن رابطه بین مفاهیم در قالب زبان. ‌
‌- وقتی خودم را فهمیدم، نمی‌دانم چرا/ از دو لفظ اقتصاد و سیاست/ نیمه متنفرم/... (ص 46)
حضور کلمه نیمه، یک حرکت زبانی فرو رفته در عمق معناست. انگار که تنفر شاعر، یک قطعه است که می‌توان به دو نیم کرد و در یک زمان واحد، نیمی به اقتصاد و نیمی به سیاست هدیه نمود.
در شعر <به ازای یک جفت چشم> (ص51) شاعر با بهره‌گیری از هم‌ذات‌پنداری مخاطب نسبت به تشنگی، با حذف تنظیم شده فعل‌ها و ایجاد شتاب در کلا‌م یک تشنه، متنی موفق را ایجاد کرده است. ‌
در صفحه 70، حضور غیرمترقبه کاسه چشم و به‌کارگیری بهینه استعاره جوجه‌تیغی، چهره مناسبی برای شعر <عقده‌های زنجیری> به وجود آورده است. ‌
.../ ابرهای تیره/ همه جا / دامن سوزند/ علی‌الخصوص وقتی کاسه چشمان کسی/ سرخابی باشد/ خدا خودش به داد ما برسد/ وگرنه در معرکه خیر و شر/ آنکه جوجه‌تیغی است/ هر وقت که خواست/ گلوله می‌شود/...
حرکت مویین معنا در تن متن، رابطه تنگاتنگ با تصویر متحرک گلوله شدن جوجه تیغی دارد. ‌ 4- آبی چین خورده در دل رود/ چه پیچ و تاب می‌خورد!؟/...(ص 37)
دوربین بنی‌مجیدی بدون خطوط محیطی از یک تصویر، ابتدا روی آبی و سپس روی چین‌خوردگی آن حرکت می‌کند. رفته‌رفته تصویر بازتر می‌شود و در قسمت <در دل رود> تصویر با هویتی مشخص به نام رود ظاهر می‌شود. سپس با ثابت نگه داشتن دوربین، حرکت پیچ و تاب آبی چین‌خورده در دل رود نشان داده می‌شود. ‌
شعر ادامه می‌یابد: دیگر برای حاضر شدن / موی کسی را آتش نمی‌زنند اینجا/ چه فاصله‌ها از میان رفته.../ - نشسته‌ای روی نت/ قدی به قامت گام‌های تو، راست می‌شود/ سمفونی خاموشی/ آویزه گوش و هوش دیوار!/ جا مانده از بادهای منجمد شرق دور/ با دست‌هایی بر دور آتش نه برای پیوستن به روزهای گرم/...
برخلا‌ف آنچه من برای بافت متن خود متصورم، در مواردی عباراتی که وارد شعر بنی‌مجیدی می‌شوند، در پروسه متن، به کار گرفته نمی‌شوند. با این حال او با پردازش مطلوب عبارات در موقعیت یاد شده سعی می‌کند نخ نامرئی مفهوم را در دستش نگه دارد که تا حد زیادی موفق بوده است. بنی‌مجیدی در نتیجه تجربه‌ای که از سرودن شعرهای کلا‌سیک و سپید به دست آورده و با داشتن آگاهی حالا‌ توانسته است آزادانه در سرزمین مه‌گرفته شعر آزاد امروز ایران، قدم بزند و حرکتی قابل توجه به وجود آورد. ‌

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 22:38 توسط آرش نصرت اللهی |

 



www.arashnosratollahi .blogfa.com                                       آرش نصرت اللهی